تحلیل روند فعلی بازار


نحوه تحلیل شتاب قیمت با خطوط روندِ میکرو کانال ها

توانایی تشخیص شتاب قیمت بدون توجه به سبک معاملاتی شما یک مهارت عالی است. با جذب این توانایی، شما در مسیر درست بازار قرار خواهید گرفت. راه های زیادی برای سنجش شتاب وجود دارد. برای این کار می توانید از اندیکاتور مومنتوم استفاده کنید و یا پرایس اکشن را با دقت بررسی کنید. به هر حال، حرکت ها روی نمودار آشکار هستند.

نحوه تحلیل شتاب قیمت با خطوط روندِ میکرو کانال ها

توانایی تشخیص شتاب قیمت بدون توجه به سبک معاملاتی شما یک مهارت عالی است. با جذب این توانایی، شما در مسیر درست بازار قرار خواهید گرفت.

راه های زیادی برای سنجش شتاب وجود دارد. برای این کار می توانید از اندیکاتور مومنتوم (Momentum indicator) استفاده کنید و یا پرایس اکشن را با دقت بررسی کنید. به هر حال، حرکت ها روی نمودار آشکار هستند.

اما با وجود روش های متعدد برای سنجش شتاب حرکت، ممکن است به راحتی باعث اشتباه شوید.
بنابراین، انتخاب راه و روش مشخص برای سنجش شتاب، نکته حائز اهمیتی است. در اینجا نحوه استفاده از خطوط روند میکرو کانال برای رد یابی شتاب بازار درکوتاه مدت را خواهید آموخت.

خطوط روند میکرو کانال

بیایید برای توضیح ابزار خود براساس مفاهیم اولیه معاملات پرایس اکشن اقدام کنیم.

خطوط روند چیست؟

هدف خطوط روند، ردیابی روند است.

بنابراین، خط روند در یک بازار صعودی، زیر شمع های نمودار رسم می شود و در یک بازار نزولی، خط روند بالای شمع ها رسم می شود. در شرایط روند صعودی، خط روند اغلب به عنوان پشتیبان بازار عمل می کند.

خطوط روند کانال چیست؟

خطوط روند کانال، برای برجسته کردن پیشرفت یک روند رسم می شوند.

بنابراین، خطوط روند کانال، در یک بازار صعودی، بالای شمع های نمودار رسم شده و در یک بازار نزولی، در پایین نمودار رسم می شوند. آنها را می توان به عنوان خطوط موازی خطوط روند رسم کرد یا با اتصال نقاط بالا در موج حرکتی روند، رسم کرد.

خطوط روند میکرو کانال چیست؟

«خطوط روند میکرو کانال» (Micro channel trend lines)، واژه سختی است. اما صبور باشید به محض اینکه مطمئن شدید چطور آنها را رسم کنید، می توانید با هر اسمی آنها را صدا کنید.

خطوط روند میکرو کانال با استفاده از دو کندل قیمت کشیده شده است. و شما می توانید آنها را در هر دو بازار صعودی و نزولی رسم کنید.

بیایید بر روی نمونه صعودی در اینجا تمرکز کنیم.

برای رسم خط روند میکرو کانال صعودی باید:

  1. دو کندل قیمت متوالی را پیدا کنید.
  2. شمع قیمت دوم بالاتر از شمع قیمت اول باشد.
  3. با اتصال بالاترین قیمت دو شمع، یک خط رسم کنید.
  4. ادامه نمودار را بر اساس خط ترسیم شده بسنجید.

برای تفسیر حرکت پرشتاپ، با استفاده از خط، به تعامل آن با کندل سوم نگاه کنید. نمودار زیر، سه سناریو را نشان می دهد که با آن روبرو خواهید شد.

خطوط روند میکرو کانال

این دستور العمل ها را برای تفسیر شتاب صعودی دنبال کنید:

  • بالای خط بسته شود – تحلیل روند فعلی بازار شتاب قیمت (نقطه 2)
  • به خط برخورد کند اما زیر خط بسته شود – شتاب ناموفق ( نقطه 3)
  • به خط برخورد نکند – بدون شتاب ( نقطه 4)

برای شتاب نزولی، باید خطوط روند میکرو کانال نزولی را رسم کنید. پایین ترین قیمت ۲ شمع متوالی را به هم متصل کنید تا یک خط شیب دار نزولی ایجاد شود.

سپس، این دستورالعمل ها را برای تفسیر شتاب نزولی دنبال کنید:

  • پایین خط بسته شود – حرکت پرشتاب
  • به خط برخورد کند اما بالای خط بسته شود – شتاب ناموفق
  • به خط برخورد نکند – بدون شتاب

مواردی از شتاب نزولی را در بخش بعدی بررسی می کنیم.

زمانی که بتوانید شتاب حرکت را با یک خط روند کانال ارزیابی کنید، آماده رفتن به مرحله بعدی هستید.

چگونه می توان از شتاب در استراتژی معاملاتی خود استفاده کرد

توانایی ردیابی شتاب قیمت یک مهارت ارزشمند است. اما برای ایجاد یک استراتژی تجاری مناسب باید آن را با ارزیابی خود از بازار ترکیب کرد.

هربار که شتاب قیمت را تشخیص می دهید، می توانید انتخاب کنید که با آن وارد بازار شوید یا خیر. تصمیم گیری شما به ارزیابی شما از بستر بازار بستگی دارد.

آیا انتظار دارید بازار روند خود را از سر بگیرد؟

آیا انتظار دارید بازار در محدوده معاملاتی خود باقی بماند؟ یا انتظار دارید که از محدوده معاملاتی خارج شود؟

پاسخ شما به این سوالات تعیین می کند که چگونه می توانید از شتاب در برنامه معاملاتی خود استفاده کنید.

مثال1: اُفت خلاف جهت پرایس اکشن

حرکات پر شتاب خلاف روند، معمولا دوام نمی آورند. آخرین تلاش معامله گران برای تغییر جهت روند را در افت قیمت فعلی نشان می دهد.

هنگامی که این موضوع را درک کنید، محوسازی حرکات شتاب دار، راهی عالی برای ورود به یک روند بنظر می رسد.

خطوط روند میکرو کانال

  1. بازار بسیار بالاتر از میانگین متحرک نمایی (EMA) 50 واحدی است و یک جهتگیری صعودی قوی را نشان می دهد. انتظار داریم روند صعودی ادامه دار باشد.
  2. این اولین و تنها حرکت پرشتاب نزولی تایید شده بود. خرید در این کندل که در زیر خط روند میکرو کانال قرار گرفته ایده خوبی است.

با این حال، هنگامی که با افت قیمت پرشتاب، وارد معامله می شوید، تعیین حد ضرر دشوار است. در چنین مواردی، حد ضررهای بر مبنای میانگین نوسانات، مفید هستند.

خطوط روند میکرو کانال

مثال2: پیوستن به روند صعودی

  1. این مثال، بازار بالاتر از میانگین متحرک نمایی 50 واحدی را نمایش می دهد. سیگنال های حرکتی، روند صعودی را تفسیر می کنند.
  2. این کندل در زیر خط روند میکرو کانال بسته شد، که نشان دهنده شتاب نزولی است. در روند صعودی می توانید این حرکت را نادیده بگیرید. این موضوع مبنای انجام معامله در مثال 1 بود.
  3. با ظاهر شدن این کندل ها در پرایس اکشنِ، دلیل دیگری برای تایید موقعیت صعودی است. این کندل تایید کرد که شتاب صعودی حاکم شده است. این تاییدیه هم فرصت برای ورود به روند صعودی را نشان می دهد.
  4. در طول یک کاهش عمیق قیمت در روند صعودی، ایجاد یک حرکت پر شتاب می تواند سیگنال خرید مطمئنی باشد. هرچند، معمولا بعد از چنین شرایطی بازار برای چند کندل برخلاف روند حرکت می کند. اما اگر بازار برای مدت بیشتری در این محدوده متوقف شد، به سرعت خارج شوید.

نتیجه گیری

این روش ساده است و نیازی به هیچ شاخص پیچیده ای ندارد. برای این رویکرد تنها نیاز است که خطوط روند را روی نمودار رسم کنید. در واقع، با برخی تمرینات، حتی می توانید خطوط روند را بدون رسم نیز پیش بینی کنید.

این روش عالی به شما کمک می کند، از روی حرکت قیمت، شتاب قیمت را تشخیص دهید. به جای استفاده از یک اندیکاتور جداگانه برای تحلیل شتاب، اجازه دهید نمودار حرکت قیمت، بستر را برای شما آماده کند.

توجه داشته باشید که این روش بر شتاب قیمت در کوتاه ترین زمان تمرکز دارد. در اصل، ما شتاب را در سه کندل قیمتی تحلیل می کنیم. و بستر را با دو کندل اول آماده می کنیم و با کندل سوم بدنبال تاییدیه هستیم.

چه زمانی معامله خلاف روند مانعی ندارد؟

بعضی روزها اکثر سهام یا جفت ارزها (یا هر دارایی دیگری) در یک مسیر کاملا واضح و مشخص حرکت می‌کنند و منطقی نیست که بخواهید خلاف جهت این حرکت‌ها وارد بازار شوید. گرچه اگر شما یکی از طرفداران روش‌های معاملاتی مبتنی بر شکار سقف‌ها و کف‌های بازار باشید و یا فکر می‌کنید که روند فعلی قدرت خود را از دست داده است، نباید از اتخاذ یک رویکرد متفاوت نسبت به دیگران در معاملات‌تان بترسید.

زمانی که همه نمودارها به یک مسیر حرکتی خاص اشاره می‌کنند و جو روانی بازار نیز بوسیله خبرهای منتشر شده تقویت می‌شود بسیار ساده است که بفهمیم چرا اکثر تریدرها برای معامله کردن در خلاف جهت روند غالب تردید دارند. اما همانطور که وارن بافت می‌گوید “زمانی که همه حریص هستند باید بترسید و زمانی که همه می‌ترسند باید حریص باشید” .

بنابراین فقط به این خاطر که اکثریت تریدرها نظر مشابهی دارند لزوما به این معنی نیست که آنها درست فکر می‌کنند!

گاهی اوقات حرکت پرشتاب قیمت در یک جهت خاص صرفا به دلیل ورود تریدرهای آماتور به بازار است که فقط با جریان غالب همراه می‌شوند حتی بدون اینکه بدانند چه چیزی باعث حرکت قیمت در این جهت شده است. بنابراین این دلیلی است که چرا دنبال کردن کورکورانه رفتارهای دیگران می‌تواند منجر به رفتار گله‌ای در بازار شود. در واقع این یکی از خطاهاییست که اکثر تریدرها مرتکب می‌شوند.

اگر از فردی که به شکل موفقیت آمیزی در خلاف جهت روند غالب بازار معامله می‌کند سوال کنید به شما خواهد گفت که این روش می‌تواند ترسناک باشد. چرا که در حال معامله بر خلاف نظر اکثریت معامله‌گران هستید. اما گاهی اوقات ارزشش را دارد که بر خلاف رفتارهای گله‌ای بازار اقدام کنیم!

معامله خلاف روند یکی از استراتژی‌های بازار است که مخالف تعصب روی روند فعلی و در انتظار یک تغییر در جو بازار می‌باشد. به بیان خیلی ساده این روش به شما می‌گوید وقتی که چیزی ارزان (یا ضعیف شده) آن را بخر و زمانی که چیزی گران (یا قوی شده) آن را بفروش. به همین سادگی!

تریدرهای خلاف روند سعی می‌کنند از فرصت‌هایی استفاده کنند که بازار با یک حرکت شدید از روند غالب برگشت می‌کند. زمانی که همه افراد سعی می‌کنند تا قیمت را بالاتر ببرند، گاهی اوقات منجر به گران شدن بیش از حد آن دارایی (سهام، جفت ارز، ارز دیجیتال و …) خواهند شد. دقیقا بر خلاف همین حالت، زمانی که اکثر افراد باعث پایین و پایین‌تر رفتن قیمت می‌شوند، فرصت بسیار خوبی برای خرید در قیمت‌های عالی بوجود می‌آید.
یکی از مزایای معامله‌گری بر خلاف روند این است که به شما امکان ورود در قیمت‌های بسیار ارزنده و شکار روند درست از همانجایی که شروع می‌شود را خواهد داد. علاوه بر این در روش معامله بر خلاف روند معمولا نسبت ریسک به سود فوق العاده‌ای نیز بدست خواهید آورد که هم زیان احتمالی شما را کمتر و هم حاشیه سودتان را بیشتر می‌کند. هرچند باید به این موضوع توجه داشته باشید که معامله‌گری بر خلاف روند غالب بازار همیشه هم موفقیت آمیز نیست.

هنگامی که یک روند بسیار قدرتمند است، گاها می‌تواند نشانه‌هایی مبنی بر برگشت را نشان دهد و همین امر ممکن است باعث ضرر کردن افرادی شود که بر خلاف روند غالب وارد بازار شده‌اند.

چیزی که می‌خواهیم بگوییم این است که اگر بعد از انجام تحلیل‌های بنیادی و تکنیکال به طور کامل به این نتیجه رسیدید که دلایل کافی برای برگشت بازار وجود دارد، از اینکه خلاف نظر دیگران وارد بازار شوید نترسید. بنابراین به یاد داشته باشید که شما همیشه نباید لزوما با جریان فعلی بازار حرکت کنید. فرصت‌های معاملاتی بسیار سودآور اکثر مواقع زمانی بوجود می‌آیند که از اکثریت بازار فاصله بگیرید. اما این را هم به یاد داشته باشید که معاملات خلاف روند در حال داشتن مزایای مختلف، بدون خطر هم نیستند.

خلاصه‌ای از آشنایی با تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال + ۹ اندیکاتور معروف آن

کسب درآمد و به خصوص درآمد ارزی، تقریبا برای همه‌ی مردم جذاب است. یکی از اصلی‌ترین راه‌های کسب درآمد دلاری، درآمد از ترید و معامله در بازارهای مالی ست. بازار ارزهای دیجیتال هم یکی از همین بازارهاست و جذابیت آن هم برای تریدرها روزبه روز در حال افزایش است.
ما در این متن به خلاصه ای از مقاله معرفی و شرح تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال و با تأکید بر تحلیل تکنیکال بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال و بررسی نوسانات این بازار پرداخته‌ایم.

انواع تحلیل بازار ارزهای دیجیتال

به صورت کلی، دو روش اصلی برای تصمیم‌گیری جهت سرمایه گذاری در بازار وجود دارد:

یکی تحلیل فاندامنتال که شامل تحلیل وضعیت مالی شرکت در راستای تعیین ارزش منصفانه کسب و کار است.

دیگری تحلیل تکنیکال که از طریق جستجوی الگوها و روندها، به دنبال درک احساسات بازار در رابطه با روندهای قیمتی جهت تعیین رفتار قیمت در آینده است.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال، مطالعه روندهای آماری برگرفته از داده‌های مربوط به قیمت و حجم معاملات در گذشته است، تا فرصت‌های ترید و معامله شناسایی شوند.

تحلیل تکنیکال را می‌توان برای هر نوع اوراق و اموال بهاداری که دارای داده‌های معاملاتی پیشین باشد، نظیر بیت کوین و ارزهای دیجیتال، فارکس، کالا و سهام بکار برد.

کارایی تحلیل تکنیکال در چیست؟

نمودار قیمت و حجم معاملات، نمودی از تصمیم‌های پیشین مشارکت‌کنندگان بازار (خرید و فروش) هستند. این اطلاعات، به دو صورت روی تصمیم‌های آتی این افراد تاثیر می‌گذارند:

روانشناختی:

کاری که در گذشته انجام داده‌اید، روی نحوه برخورد شما با موقعیت‌های آتی تاثیرگذار است.

برگشتی:

برخی از معامله گران، روندها و الگوهای نموداری را شناسایی می‌کنند که رایج بوده و متناسب با آن، اقدام به خرید یا فروش می‌کنند.

منظور از روند یا ترند(Trend) در تحلیل تکنیکال چیست؟

سه نوع روند (ترند) وجود دارد:

· سیر (روند) صعودی یا Uptrend

· روند نزولی یا Downtrend

· روند خنثی یا Sideway

سطوح حمایت و مقاومت در تحلیل تکنیکال چیست؟

رفتار قیمت خطی نیست و بهنگام صعود، با مقاومت و به هنگام نزول، با حمایت برخورد می‌کند.

حمایت (Support)

مقاومت (Resistance)

زمانی که سطح مقاومت شکسته شود، عموما به سطح حمایت تبدیل می‌شود و بالعکس. در تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال و رمز ارزها، سطح حمایتعموما به عنوان نقطه ورود و سطح مقاومت، به عنوان نقطه خروج استفاده می‌شود.

۹ اندیکاتور (شاخص) برتر تحلیل تکنیکال بازار ارزهای دیجیتال

چارت (OHLC (Open-High-Low-Close

این نمودارها دارای یک سری میله هستند که به آن «کندل استیک» یا«نمودار شمعی «یا «نمودار شمعی ژاپنی «گفته می‌شود. شکل و شمایل یک کندل استیک (Candle Stick)، بسته به رابطه بین قیمت‌های کف، سقف، آغاز و پایان نمودار شمعی متفاوت است.

باندهای بولینگر (Bollinger Bands)

این اندیکاتور که در دهه ۸۰ میلادی توسط جان بولینگر(John Bollinger)، یکی از تحلیلگران مالی، ساخته شد، توسط تریدرها برای تحلیل تکنیکال بیت کوین و باقی ارزهای دیجیتال استفاده می‌شود. این باندها به عنوان یک اسیلاتور (Oscillator) عمل کرده و نوسان بالا یا پایین بازار و حتی شرایط اشباع خرید و اشباع فروش را نشان می‌دهند.

فرمول استانداردBollinger Band دارای یک خط مرکزی روی میانگین متحرک ساده ۲۰ روزه است. باندهای بالا و پایین این اندیکاتور، بر اساس نوسان بازار محاسبه می‌شوند.

واگرایی همگرایی میانگین متحرک یا مک دی (MADC)

اندیکاتور مک دی یکی از محبوب‌ترین شاخص های تحلیل تکنیکال قیمت بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال است. این شاخص، یک تعقیب کننده‌ی روند است که دو میانگین متحرک را ترکیب و ادغام می‌کند:

· میانگین متحرک کوتاه مدت

· میانگین متحرک بلند مدت

این دو میانگین متحرک، برای شناسایی روند فعلی و امکان تغییر مومنتم با یکدیگر ترکیب می‌شوند.

شاخصMADC متشکل از 4 عنصر است: خط مک دی، خط سیگنال، خط صفر و هیستوگرام.

اندیکاتور معاملاتی MYC

شاخص معاملاتیMYC یک اندیکاتور شخصی است که از ترکیب تحلیل روند و اسیلاتورهای مومنتم برای تعیین دقیق زمان ورود یک ارز دیجیتال به فاز صعودی یا نزولی استفاده می‌کند.

مهم‌ترین ویژگی این اندیکاتور خط روند (Trendline) است. زمانی که قیمت به بالای خط روند برسد، سیگنال لانگ (خرید) و بالعکس، زمانی که قیمت به زیر خط روند برسد، سیگنال شورت (فروش) صادر می‌شود. برخلاف دیگر شاخص های معروف نظیر مقاومت نسبی(RSI) (که در ادامه به آن هم می‌رسیم) و باندهای بولینگر (Bollinger Bands)، این اندیکاتور یک نقطه ورود و خروح پیشنهادی ارائه می‌کند تا تریدرها بتوانند بیشتر روی تعیین سایز پوزیشن یا لوریج (اهرم معاملاتی) خود تمرکز داشته باشند.

شاخص مقاومت نسبی (RSI)

اندیکاتورRSI که حدود ۴۰ سال پیش توسط ولز وایلدر(Welles Wlder) توسعه داده شده، به معامله گران در شناسایی زمانی که قیمت بیت کوین از ارزش واقعی آن فاصله زیادی دارد، کمک می‌کند. بنابراین شاخص مقاومت نسبی به تریدرها اجازه می‌دهد تا پیش از اصلاح بازار، فرصتی برای اقدام داشته تحلیل روند فعلی بازار باشند.

شاخص RSI، از یک فرمول پیچیده جهت تعیین وضعیت اشباع فروش یا اشباع خرید یک ارز دیجیتال نظیر بیت کوین استفاده می‌کند.

میانگین متحرک (MA)

شاخص میانگین متحرک یکی از اندیکاتورهای مناسب جهت تحلیل تکنیکال قیمت بیت کوین و ارز دیجیتال است که برای پرایس اکشن‌های آرام در یک بازه زمانی مشخص کاربرد دارد. میانگین متحرک یک اندیکاتور اصطلاحا تاخیری (Lagging Indicator) است، به این معنا که بر اساس داده‌های پرایس اکشن پیشین عمل می‌کند. دو نوع میانگین متحرک داریم: یکی میانگین متحرک ساده (SMA) و دیگری میانگین متحرک نمایی(EMA). استفاده از میانگین متحرک نمایی، به سبک معاملاتی شما بستگی دارد.

اصلاح فیبوناچی (Fibonacci Retracement)

اندیکاتور فیبوناچی، سطوح بالقوه مقاومت و حمایت را در تحلیل تکنیکال بیت کوین و سایر رمز ارزها پیش بینی می‌کند. این امر به تریدرها اجازه می‌دهد تا در یک روند، سطوحی که قیمت به آن واکنش نشان خواهد داد را تعیین کنند. این سطوح، از تقسیم فاصله کف تا سقف یا فاصله سقف تا کف به عدد phi و دیگر نسبت‌های موجود در این توالی بدست می‌آیند. ب

ا این حال، پیش از استفاده از اندیکاتور فیبوناچی برای تحلیل تکنیکال بیت کوین و دیگر ارزهای دیجیتال جهت تعیین سطوح بالقوه حمایت و مقاومت، باید محل «سقف سوئینگ – Swing High» و «کف سوئینگ – Swing Low» را بیابید.

اسیلاتور استوکستیک (Stochastic Oscillator)

شاخص های تحلیل تکنیکال بیت کوین نظیر اسیلاتور استوکستیک، با مقایسه قیمت بسته شدن بیت کوین نسبت به بازه سقف-کف در یک دوره زمانی مشخص، مومنتم بازار را نشان می‌دهند. خبر خوب این است که نوسان قیمت هرچقدر هم زیاد باشد، این اندیکاتور به خوبی کار می‌کند.

البته همانطور که در تصویر زیر مشاهده می‌کنید، از آنجایی که نرم‌افزارهای نموداری و پلتفرم‌های معاملاتی این فرمول را محسابه کرده و اسیلاتور استوکستیک را در اختیار شما قرار می‌دهند، لازم نیست نگران محاسبه آن باشید. تنها چیزی که برای استفاده از این اسیلاتور نیاز دارید، دانش نحوه استفاده از آن است.

ابر ایچیموکو (Ichimoku Cloud)

شاخص ابر ایچیموکو متشکل از ۵ خط است و هر خط، مقدار متوسط در یک بازه زمانی خاص را نشان می‌دهد، که معامله گر قادر به تعیین بلندی این دوره‌های زمانی است. این خطوط ترکیبی از رایج‌ترین اندیکاتورهای بیت کوین بوده که تفسیر آن‌ها بسیار ساده کرده است. این خطوط همچنین سطوح مقاومت و حمایت، جهت روند و درجه مومنتم را نشان داده و سیگنال‌های معاملاتی متعددی را صادر می‌کنند.

زمانی که دو خط از یکدیگر عبور کنند، ناحیه بین آن‌ها هاشور زده شده که شکلی به صورت «ابر» را تشکیل می‌دهد.

برای اطلاعات بیشتر، اطلاع از نحوه کار کردن با هر اندیکاتور و مشاهده‌ی راهنمای تصویری هر اندیکاتور، به مقاله مربوطه در سایت اکسلایت (exlight.io) مراجعه کنید.
در آخر اگر به تحلیل علاقه‌مندید و می‌خواهید بیشتر یاد بگیرید، مقالات و کانال‌های اکسلایت را در شبکه‌های اجتماعی مختلف دنبال کنید و با ما در ارتباط باشید. اگر هم تریدر حرفه‌ای یا تحلیلگرید، می‌توانید در پلتفرم اکسلایت ثبت نام کرده و پس از تأیید کیفیت، در اکسلایت و از طریق تریدهای اکسلایت کسب درآمد کنید.

در صورت داشتن هر نوع سوالی، از طریق چت درون‌سایتی اکسلایت یا باقی راه‌های ارتباطی، با اکسلایت در ارتباط باشید.

5 شاخص مهم مورد استفاده در تجزیه و تحلیل های تکنیکال

تحلیل تکنیکال

معامله گران از شاخص های فنی و تکنیکال برای کسب بینش بهتر و بیشتر نسبت به عملکرد قیمت یک دارایی استفاده می کنند. این شاخص ها باعث می شوند که شناسایی الگوها و سیگنال های خرید یا فروش در محیط فعلی بازار آسان تر شود. انواع مختلفی از شاخص ها وجود دارد که به طور گسترده توسط معامله گران مختلف استفاده می شود. برخی از تحلیلگران حرفه ای و معامله گران با تجربه حتی شاخص های خود را می سازند. در اینجا به طور مختصر به برخی از محبوب ترین شاخص های مورد استفاده در تحلیل های تکنیکال می پردازیم که می توانند ابزاری مفید به منظور تحلیل بازار برای هر تریدر و معامله گر باشند.

1) شاخص قدرت نسبی(RSI)

شاخص قدرت نسبی یا RSI یک شاخص حرکتی است که نشان می دهد یک دارایی در موقعیت خرید یا فروش بیش از حد قرار دارد یا خیر. این کار با استفاده از اندازه گیری میزان تغییرات اخیر قیمتی انجام می شود(تنظیم استاندارد برای یک دوره 14 تایی است. مثل 14 روزه، 14 ساعته و غیره). سپس داده ها به شکل نوسانی نمایش داده می شوند که می توانند بین 0 تا 100 متغیر باشند.

از آنجا که RSI یک شاخص حرکتی است، نرخ تغییرات قیمتی را نشان می دهد. این بدان معنا است که اگر حرکت صعودی است، در حالی که قیمت نیز افزایش می یابد، یعنی روند صعودی قوی است و موج خرید بازار در حال افزایش است.

یک تعبیر معمول از RSI بدین صورت است که وقتی مقدار آن بالاتر از 70 است، دارایی بیش از حد خریداری می شود و هنگامی که زیر 30 باشد، مقدار فروش بیشتر است. به این ترتیب مقادیر بالاتر می تواند حاکی از معکوس شدن قریب الوقوع روند باشد. حتی در این مواقع بهتر است آن را سیگنال خرید یا فروش تلقی نکنید. مانند بسیاری از تکنیک ها و شاخص های دیگر تجزیه و تحلیل تکنیکال، ممکن است RSI سیگنال های اشتباه و گمراه کننده ای ارائه دهد، بنابراین همیشه در نظر گرفتن سایر عوامل و استفاده همزمان از سایر شاخص ها، قبل از اقدام به انجام مبادله، می تواند سودمند باشد.

برای یادگیری و کسب اطلاعات بیشتر در مورد RSI می توانید مقاله زیر را مطالعه نمایید:

2) میانگین متحرک(MA)

میانگین متحرک با فیلتر کردن نوسانات اضافی و مشخص کردن جهت روند، حرکت قیمتی را نشان می دهد. از آنجا که این شاخص بر اساس قیمت های گذشته محاسبه می شود، یک شاخص مؤخر است.

استفاده از دو نوع میانگین متحرک رایج است. میانگین متحرک ساده(SMA) و میانگین متحرک نمایی(EMA). SMA با درنظر گرفتن قیمت طی مدت زمان مشخص و میانگین آنها محاسبه می شود. به عنوان مثال SMA ده روزه با در نظر گرفتن میانگین قیمت در 10 روز گذشته ترسیم می شود. از سوی دیگر EMA به روشی محاسبه می شود که وزن بیشتری به جدیدترین داده های قیمتی می دهد. این باعث می شود تا حساسیت نسبت به تغییرات قیمتی جدید بیشتر شود.

همانطور که گفته شد، میانگین متحرک شاخصی است که از قیمت های گذشته و قبل استفاده می کند. هر چه بازه زمانی طولانی تر باشد، تاخیر این شاخص بیشتر خواهد بود. به این ترتیب SMA 200 نسبت به SMA 50 به نوسانات قیمتی اخیر واکنش کمتری نشان می دهد.

معامله گران معمولا از رابطه قیمت با میانگین متحرک خاصی برای سنجش روند فعلی بازار استفاده می کنند. به عنوان مثال اگر قیمت برای مدت طولانی بالاتر از میانگین متحرک 200 روزه باقی بماند، تحلیل معامله گران میتواند این باشد که احتمالا بازار روند صعودی دارد.

معامله گران همچنین از به اصطلاح صلیب های میانگین متحرک، به عنوان سیگنال خرید یا فروش نیز استفاده می کنند. مثلا اگر میانگین متحرک 100 روزه از میانگین متحرک 200 عبور کند و پایین تر از آن قرار گیرد، می تواند یک سیگنال فروش تلقی شود. اما این صلیب دقیقا به چه معنا است؟ این نشان می دهد که میانگین قیمت 100 روز گذشته پایین تر از 200 روز گذشته است. آنچه باعث دریافت سیگنال فروش می شود این است که حرکت قیمتی کوتاه مدت دیگر از روند صعودی پیروی نمی کند و بنابراین روند معکوس شده است.

برای یادگیری و کسب اطلاعات بیشتر در مورد میانگین متحرک می توانید مقاله زیر را مطالعه نمایید:

3) میانگین متحرک همگرایی واگرایی(MACD)

MACD از رابطه بین دو میانگین متحرک برای تعیین حرکت یک دارایی استفاده می کند. ساختار این شاخص از دو خط تشکیل شده؛ خط MACD و خط سیگنال. خط MACD با کم کردن میانگین متحرک نمایی 26 روزه از میانگین متحرک 12 روزه محاسبه می شود. سپس این خط همراه با میانگین متحرک یک دوره 9 تایی(مثلا 9 روزه) ترسیم می شود. همراه با بسیاری از شاخص های MACD یک هیستوگرام هم نشان داده می شود که فاصله بین خط MACD و خط سیگنال را نشان می دهد

معامله گران می توانند با بررسی اختلاف بین MACD و عملکرد قیمت، نسبت به قدرت روند فعلی قیمت اطلاعاتی کسب کنند.

به عنوان مثال اگر قیمت در حال افزایش است، در حالی که MACD کاهش می یابد، ممکن است به زودی بازار روند معکوس به خود بگیرد.

معامله گران همچنین ممکن است از این شاخص برای بررسی تقاطع ایجاد شده بین خط MACD و خط سیگنال استفاده کنند. به عنوان مثال اگر خط MACD از خط سیگنال عبور کند و بالاتر از آن قرار گیرد، ممکن است یک سیگنال خرید باشد. در مقابل اگر خط MACD پایین تر از خط سیگنال قرار گیرد، ممکن است یک سیگنال فروش باشد.

از شاخص MACD غالبا همراه با شاخص RSI استفاده می شود، زیرا هر دو حرکت را اندازه گیری می کنند، اما با فاکتورهای متفاوت. اعتقاد این است که آنها ممکن است چشم انداز فنی کاملتری را از بازار ارائه دهند.

برای یادگیری و کسب اطلاعات بیشتر در مورد شاخص MACD می توانید مقاله زیر را مطالعه نمایید:

4) شاخص استوکاستیک RSI(StochRSI)

شاخص StochRSI یک نوسانگر حرکتی است و برای تعیین این که یک دارایی بیش از حد خریداری شده یا بیش از حد فروخته شده، استفاده می شود. همانطور که از نام این شاخص پیداست، یکی از انواع RSI است و به جای قیمت از مقادیر RSI استفاده می کند. این شاخص از فرمولی به نام فرمول نوسان استوکاستیک استفاده می کند. مقدار شاخص استوکاستیک RSI بین 0 تا 1 متغیر است.

به دلیل سرعت و حساسیت بیشتر این شاخص، می تواند سیگنال های معاملاتی زیادی را نشان دهد که تفسیر آن را مشکل کرده و ممکن است گاهی اشتباه کنید. این شاخص اغلب زمانی که به بالاترین یا پایین ترین حد خود می رسد می تواند مفید باشد.

زمانی که مقدار StochRSI بالاتر از 0.8 باشد، یعنی دارایی وارد منطقه خرید بیش از حد شده است. مقادیر کمتر از 0.2 نیز ممکن است نشان دهنده فروش بیش از حد باشد. مقدار 0 نیز به این معنا است که RSI در پایین ترین مقدار خود در دوره اندازه گیری قرار دارد(که به طور پیش فرض این دوره 14 روزه است). در مقابل مقدار 1 نشان دهنده رسیدن RSI به بالاترین مقدار خود در دوره اندازه گیری است.

مانند RSI، در استفاده از شاخص StochRSI، زمانی که خرید یا فروش بیش از حد را نشان می دهد، به این معنی نیست که روند مطمئنا معکوس خواهد شد. همچنین باید به خاطر داشته باشید که StochRSI نسبت به RSI حساس تر است و بنابراین احتمال نشان دادن سیگنال های کاذب یا گمراه کننده در آن بیشتر خواهد بود.

5) باند بولینگر(BB)

باند بولینگر، نوسانات بازار و همچنین شرایط خرید یا فروش بیش از حد را نشان می دهد. باند بولینگر از سه خط تشکیل شده است؛ یک خط میانگین متحرک در وسط و دو خط در بالا و پایین آن که یک باند را تشکیل می دهند. تنظیمات آن می تواند متفاوت باشد، اما به طور معمول در خط های بالا و پایین باند از انحراف استاندارد استفاده می شود. با افزایش و کاهش نوسانات، فاصله بین باندها نیز افزایش و کاهش می یابد.

به طور کلی، هر چه قیمت به خط بالایی باند نزدیکتر شود، نشان دهنده نزدیک شدن دارایی به شرایط خرید بیش از حد است. در مقابل هر چه قیمت به خط پایینی باند نزدیک تر شود، به شرایط فروش بیش از حد نزدیک تر شده است. در بیشتر مواقع قیمت در داخل محدوده باند باقی می ماند، اما در موارد نادری ممکن است از باند خارج شود. اگر چه این رویداد به خودی خود سیگنالی محسوب نمی شود، اما می تواند نشان دهنده افراط در بازار باشد.

از کاربردهای دیگر باند بولینگر، پیش بینی رفتار آتی بازار است. اگر باندهای بولینگر به هم نزدیک شوند، یعنی نوسانات فعلی بازار کاهش یافته و این نشانه ای از احتمال بالقوه افزایش نوسانات است. برعکس، زمانی که باندها از هم فاصله میگیرند، ممکن است به زودی دوره کاهش نوسانات اتفاق بیفتد.

برای یادگیری و کسب اطلاعات بیشتر در مورد باند بولینگر می توانید مقاله زیر را مطالعه نمایید:

جمع بندی

حتی اگر از شاخص ها استفاده کنید، مهم است که بدانید تفسیر آنها اغلب فردی و ذهنی است. همچنین باید در نظر بگیرید که آیا تعصبات شخصی شما بر تصمیم گیری هایتان موثر است یا خیر. آنچه برای یک فرد می تواند سیگنال خرید یا فروش باشد، ممکن است برای معامله گر دیگری فقط یک نوسان عادی بازار باشد.

مانند اغلب تاکتیک های تحلیل بازار، شاخص ها در ترکیب با یکدیگر یا استفاده از آنها همراه با سایر روش ها می توانند بهترین نتیجه را بدهند. بهترین روش برای یادگیری تجزیه و تحلیل تکنیکال، تمرین است.

10 قانون تحلیل تکنیکال از جان مورفی

اینها سوالاتی پایه‌ای هستند که هر تحلیلگر تکنیکال با آنها سروکار دارد.

در پشت پرده نمودارها و فرمول‌های ریاضی که در تحلیل تکنیکال به کار می‌رود، مباحثی پایه‌ای وجود دارد که روی بسیاری از نظریه‌های امروزی تحلیل تکنیکال اعمال می‌شود.

اگر شما روش استفاده از تحلیل تکنیکال را بصورتی کاربردی فرا نگرفته‌اید، این 10 توصیه‌ می‌تواند به شما کمک کند.

این توصیه‌ها توسط جان مورفی، (تحلیلگر تکنیکال پیشرو در سایت StockCharts.com، نویسنده و سخنران مشهور در زمینه تحلیل تکنیکال) ارائه می‌شود. این توصیه‌ها براساس سوال و جواب‌هایی که جان مورفی طی سال‌ها دریافت کرده نوشته شده است و قصد داریم در این مطلب از بورسینس با شما به اشتراک بگذاریم:

1 – نمودار بلندمدت را بررسی کنید

تحلیل نمودار قیمت را با نمودارهای چندساله در تایم فریم هفتگی یا ماهانه آغاز کنید. نمودار بلندمدت بازار مانند یک نقشه بزرگ از بازار است که با بررسی آن می‌توان نگاه بلندمدت بهتری روی بازار داشت. پس از اینکه نمودار بلندمدت را بررسی کردید، نمودار را در تایم فریم روزانه و یا چند ساعتی مشاهده کنید. صرفا نگاه کردن به نمودار کوتاه‌مدت قیمت، می‌تواند فریب‌دهنده باشد و حتی اگر شما قصد دارید معامله کوتاه‌مدتی انجام دهید، اگر روند بلندمدت یا میان‌مدت را نیز در قرار بگیرید، عملکرد بهتری خواهید داشت.

2 – روند را تشخیص دهید و با آن به پیش بروید

روندهای بازار در اندازه‌های مختلف وجود دارند، بلندمدت، میان‌مدت و کوتاه‌مدت. شما باید بدانید که در چه بازه‌ای قصد معامله دارید تا نمودار مناسب را انتخاب کنید و اطمینان حاصل کنید که در مسیر روند معامله می‌کنید. در روند صعودی، در کف‌ها تحلیل روند فعلی بازار بخرید و اگر روند نزولی است، در هنگام رشد قیمت، دارایی را بفروشید.

اگر در بازه میان‌مدت معامله می‌کنید، از نمودار روزانه یا هفتگی استفاده کنید. اگر معاملات روزانه انجام می‌دهید، از نمودارها در تایم فریم زیر 1 روز استفاده کنید (1 ساعته، 4 ساعته 6 ساعته و…). در هر شرایطی، روند را از نمودار بلندمدت تشخیص دهید و سپس از بازه‌ زمانی کوتاه‌مدت‌تر برای تشخیص نقطه مناسب ورود استفاده کنید.

3 – نقاط کف و سقف را بیابید

سطوح حمایت و مقاومت را بیابید. بهترین محدوده برای خرید در بازار، نقطه حمایت و بهترین نقطه برای فروش، محدوده مقاومت است. محدوده حمایت، معمولا محدوده‌ی کف قبلی است که قیمت به آن واکنش نشان داده است. محدوده مقاومت نیز، معمولا محدوده سقف قبلی است و معمولا وقتی این محدوده شکسته می‌شود، یک پولبک به این محدوده اتفاق می‌افتد (یعنی قیمت یکبار دیگر به محدوده شکست مقاومت باز می‌گردد ولی مجدد به رشد ادامه می‌دهد).

پس از شکست مقاومت، این محدوده شکسته شده به یک سطح حمایت تبدیل می‌شود (سقف قبلی به کف جدید تبدیل می‌شود). این موضوع در هنگام شکست حمایت نیز صادق است و حمایت شکسته شده به عنوان یک محدوده مقاومت تلقی می‌شود.

4 – میزان اصلاح قیمت‌ها را شناسایی کنید

اصلاح قیمت در بازار، چه در روند نزولی و چه در روند صعودی معمولا باعث می‌شود میزان قابل‌توجهی از روند طی شده بازپس گرفته شود. شما می‌توانید اصلاح قیمت‌ها را بصورت درصد محاسبه کنید، به طور مثال یک اصلاح قیمت 50 درصدی معمولا یک اتفاق رایج در بازار است. حداقل اصلاح قیمت را یک سوم از روند طی شده و حداکثر اصلاح را دو سوم از آن می‌دانند.

درصدهای فیبوناچی ریتریسمنت (Fibonacci Retracements) شامل 38 درصد، 62 درصد نیز ارزش زیر نظر گرفتن دارند. در هنگام پولبک در روند صعودی، نقطه خرید اولیه در محدوده 33 تا 38 درصد اصلاحی است.

5 – خطوط روند را بکشید

خطوط روند یکی از ساده‌ترین و کارآمدترین ابزارها در تحلیل تکنیکال است. تنها چیزی که نیاز دارید کشیدن یک خط مستقیم از دو نقطه کف یا سقف در نمودار است. خطوط روند صعودی، با وصل کردن دو کف قیمت و خطوط روند نزولی با وصل کردن دو سقف شکل می‌گیرد.

شکسته شدن خط روند معمولا باعث تغییر روند می‌شود و اغلب اوقات پس از اینکه یک روند تغییر کرد، یک پولبک به خط روند انجام می‌شود. در یک خط روند معتبر حداقل شاهد برخورد قیمت با سه نقطه از خط روند هستیم. هر چقدر طول خط روند طولانی‌تر باشد و هرچقدر برخوردهای قیمت با خط روند (بدون شکسته شدن خط) بیشتر باشد، این روند مهمتر خواهد بود.

6 – میانگین متحرک را دنبال کنید

میانگین‌های متحرک (moving averages)، سیگنال‌های خرید و فروش بی‌طرفانه‌ای صادر می‌کنند. این ابزار به شما می‌گوید که آیا روند هنوز معتبر و برقرار است یا خیر و به شما کمک می‌کند تغییرات روند را بهتر تشخیص دهید.

البته میانگین‌های متحرک آینده را به شما نمی‌گویند که آیا تغییر روند نزدیک است یا خیر. ترکیب دو میانگین متحرک، معمولا یک روش پرطرفدار برای یافتن سیگنال‌های خرید و فروش است. برخی ترکیبات پرطرفدار شامل میانگین متحرک 4 و 9 روزه یا 9 و 18 روزه یا 5 و 20 روزه هستند. (البته در بازارهای مختلف، میانگین‌های متحرک با تنظیمات مناسب باید به کار برده شود).

سیگنال‌ها زمانی صادر می‌شوند که میانگین متحرک کوتاه‌مدت‌تر، میانگین متحرک بلندمدت‌تر را می‌شکند. همچنین عبور قیمت از میانگین متحرک 40 روزه به سمت بالا یا پایین خط، می‌تواند سیگنال‌های خوبی ارائه دهد.

از آنجایی که میانگین‌های متحرک، اندیکاتورهای دنبال‌کننده روند هستند، بهترین زمان استفاده از آنها در هنگام وجود یک روند در بازار است.

7 – استفاده از اسیلاتورها را بیاموزید

اسیلاتورها (Oscillators) به شما کمک می‌کنند نقاط اشباع خرید و اشباع فروش را تشخیص دهید. همانطور که میانگین‌های متحرک برای تایید تغییر روند در بازار به کار می‌رود، اسیلاتورها کمک می‌کنند تا بدانیم که آیا بازار به زودی تغییر خواهد کرد یا نه.

دو اسیلاتور پرطرفدار RSI یا Relative Strength Index و همینطور اسیلاتور استوکاستیک (Stochastics) است. هر دوی این اسیلاتورها مقیاس 0 تا 100 دارند و در نرم‌افزارهای تحلیل تکنیکال، در پایین نمودارهای قیمت بصورت یک خط دارای نوسان می‌توان اضافه کرد.

زمانی که RSI به بیش از 70 می‌رسد، اشباع خرید و زمانی که به کمتر از 30 می‌رسد، اشباع فروش وجود دارد. اما در استوکاستیک، اشباع خرید بالای 80 و اشباع فروش زیر 20 است. (منظور از اشباع، ازدیاد و وجود خرید یا فروش بیش از اندازه است)

بیشتر معامله‌گران از بازه 14 روزه یا 14 هفته‌ای برای استوکاستیک و از بازه 9 روزه یا 9 هفته‌ای برای آر اس آی استفاده می‌کنند.

واگرایی اسیلاتورها معمولا نشانه‌ای از چرخش بازار و تغییر روند است. اسیلاتورها در زمان عدم وجود یک روند (اصطلاحا محدوده رنج – range) مناسب هستند. از سیگنال‌های هفتگی می‌توان برای فیلترکردن سیگنال‌های روزانه و همینطور از سیگنال‌های روزانه می‌توان فیلترکردن سیگنال‌های داخل روز (intra-day) بهره گرفت.

8 – اخطارها را بشناسید

از اندیکاتور MACD استفاده کنید. اندیکاتور میانگین متحرک همگرایی واگرایی (Moving Average Convergence Divergence) که در بین تریدرهای ایرانی با نام مکدی شناخته می‌شود، شامل میانگین متحرک و یک اسیلاتور برای تشخیص نقاط اشباع خرید و فروش است.

یک سیگنال خرید زمانی صادر می‌شود که خط سریعتر، به بالای خط کندتر برسد و هر دو خط زیر عدد 0 باشند. سیگنال‌های هفتگی بر سیگنال‌های روزانه ارجحیت دارند. هسیتوگرام مکدی، تفاوت بین دو خط را نشان می‌دهد و از پیش، اخطارهایی زودهنگام نسبت به تغییر روند صادر می‌کند.

دلیل نامگذاری هیستوگرام این است که از میله‌های عمودی برای نشان دادن تفاوت بین دو خط روند استفاده می‌شود.

9 – روندهای نامعتبر را تشخیص دهید

از اندیکاتور ADX برای این منظور استفاده کنید. اندیکاتور Average Directional Movement Index یا به اختصار ADX با سنجش درجه روند به شما کمک می‌کند تا بدانید که آیا یک روند در بازار وجود دارد یا نه.

رشد خط ADX نشان‌دهنده یک روند پرقدرت احتمالی و خط نزولی ADX اغلب اوقات نمایانگر نبود روند است. با تحلیل روند فعلی بازار وجود خط صعودی ADX باید از میانگین‌های متحرک استفاده کرد و اگر خط ADX نزولی بود، باید از اسیلاتورها بهره گرفت. بنابراین با رسم خط ADX و تشخیص مسیر آن، معامله‌گر می‌تواند سبک معامله مناسب در شرایط فعلی بازار را تشخیص دهد.

10 – حجم معاملات را نادیده نگیرید

حجم معاملات یکی از مهمترین فاکتورها برای تایید یک رویداد است. حجم، زودتر از قیمت، چیزهای را به ما نشان می‌دهد و مهم است که در هنگام وجود روندها، شاهد حجم معاملات بیشتر در جهت حرکت روند باشیم.

به عبارتی در یک روند صعودی، در هنگام صعود قیمت باید شاهد رشد حجم باشید. این افزایش حجم، نشان‌دهنده این است که سرمایه جدید وارد بازار شده و روند را پشتیبانی می‌کند. پس کاهش حجم در یک روند صعودی نشان‌دهنده ضعف روند و احتمال تغییر روند است.

سخن آخر

تحلیل تکنیکال مهارتی است که با تمرین و مطالعه بهتر می‌شود، پس باید مانند یک دانش‌آموز به یادگیری و تمرین آن ادامه داد. تحلیل تکنیکال را می‌توان در انواع بازارهای مالی، چه بازار سهام، چه بازار طلا و آتی سکه، چه بازار ارزهای دیجیتال به کار گرفت.



اشتراک گذاری

دیدگاه شما

اولین دیدگاه را شما ارسال نمایید.